سيد محمد باقر شفتي

160

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

* ( يُهْلِكَ » ) * را أيهلك تلاوت نمايد ، بلكه حكم به جواز اين اشكل از سابق است ، شايد از اين راه بوده كه شارح مفصل غنه را تفسير كرده است در جميع حروف أربعه ، به اين نحو كه بايد به نوعى تلفظ شود كه اثرى از نون باقى نماند ، و بعضى از علماى صرف تفرقه كرده‌اند ما بين نون ساكنه و تنوين حكم نموده به وجوب ادغام در اول و به جواز آن در ثانى . و قسم دوم ادغام بلا غنه است ، و اين در صورتى است كه هر يك از حروف منون و نون ساكنه متصل شود به لام يا راء ، مثل * ( « غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * و * ( « مِنْ رَبِّكَ » ) * * ( « فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي » ) * * ( « وَلَمْ يَكُنْ لَه » ) * اما ادغام به جهت آن كه حرف منون با حرفى كه مقدم بر نون ساكنه است ادغام مىشود به هر يك از لام و راء ، و اما به لا غنه به جهت آن كه در مقابل مع الغنه است ، و شارح تسهيل جواز غنه را در اين قسم نيز از سيبويه نقل نموده ، و همچنين از عاصم و ابن عامر كه دو رئيس از رؤساى قراء است . و قسم دوم : اظهار است ، و اين در صورتى است كه تنوين يا نون ساكنه متصل شود به هر يك از حروف حلق كه بوده باشد ، و آن چنانچه سابق بيان شد شش حرف است : همزه و هاء و عين و حاء مهملتين و غين و خاء معجمتين . وجه تسميه اين به اظهار به جهت آن است كه بايد حين قرائت حرف منون بلكه تنوين آن را اظهار نموده ، و همچنين نون ساكنه را مثل * ( « عَذابٌ أَلِيمٌ » ) * * ( « وَمِنْ آياتِه » ) * * ( « إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا » ) * * ( « أَ وَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ » ) * * ( « أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى » ) * * ( « لا يَأْتِ بِخَيْرٍ » ) * * ( « هَلْ يَسْتَوِي » ) * * ( « وَالأَنْعامِ » ) * * ( « وَهُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاه » ) * * ( « مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » ) * و * ( « عَزِيزٌ » ) * * ( « الْحَكِيمُ » ) * و * ( « حَلِيمٌ » ) * * ( « غَفُورٌ » ) * « و * ( مِنْ غِلٍّ » ) * * ( « حَلِيمٌ » ) * * ( « خَبِيرٌ » ) * « و * ( أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * » . و اظهار هر يك از تنوين و نون ساكنه در حال اتصال هر يك از حروف ستهء